کلمات کلیدی: leve
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجه نزد درد داشت و ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها رو بشنود!!!
یه موقع اونقدر کوچیک می شه که می تونی با یه بستنی یا یه عروسک هدیه اش کنی به یه بچه،
یه موقع هم اونقدر بزرگ می شه که عزیزترین کسانمون رو به اندازه ی اون دوست داریم،
یه بار اونقدر بی ارزشه که حاضر نیستیم یه تار موی عزیزانمون رو با اون عوض کنیم،
یه بار هم اونقدر با ارزشه که قیمت چیزای قیمتی زندگیمون رو با اون می سنجیم و می گیم فلان چیز یه دنیا برام می ارزه.
عجیبه اما حقیقت داره
کلمات کلیدی: leve
زندگی....عشق....ودیگر هیچ....
کمی دیگر منتظرم بمان بلاخره خواهم امد میخواهم از پله بیایم نه با اسانسور سلام به دوستان وبلاگیه خوبم چطورین؟؟ بازم شرمنده که دوباره دیر اومدم توی این روزای نزدیک به ماه مبارک رمضان ما از فرصت استفاده کردیم و یه سفر رفتیم شمال دلم واسه دریا خیلی تنگ شده بود یکی از شبا تا صبح کنار دریا بودم حس خیلی قشنگیه وقتی کنار دریا طلوع خورشید و تماشا کنی حالا کلی حرف واستون دارم که بگم این دفعه قول میدم زود بیام ببخشید اگه وبم یه مدته راکده و همش چرت میگم از دستم خسته نشین بازم مینویسم و در رابطه با اون وبی که گفتم ادرسش توی لینک هام هست(کی امروز اپ کرده) هرکس هم خواست بگه تا نام کاربری و رمز رو بهش بگم یکی گفت مدیریت قوی میخواد خب راست میگه سخته ولی من دیگه گفتم و ساختمش و ارمینم گفت که هر روز به همه ی وب هایی که توی لینک هاش هست سر میزنه نیازی نیست خبر بدیم ولی من فکر نمیکنم همه اینجوری سخاوتمند باشن من که خودم همیشه منتظر میمونم تا خبرم کنن شما رو نمیدونم!!! بازم میگم ببخشین که وبم یه مدته بی روح شده دوباره درستش میکنم فعلا دوستای عزیز
کلمات کلیدی: leve
---------------------------------------------------------------
یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
---------------------------------------------------------------
یارو ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته ، سینه میزنه
---------------------------------------------------------------
گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه ، مامانشون میگه بیا تو بچه ها نیستن
---------------------------------------------------------------
زن خوب برای ازدواج باید سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجیب باشه یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه یعنی از خودش خونه داشته باشه
4 - مثل ماه بمونه یعنی شبها بیاد و صبح بره خونه باباش ............... 5 - البته در حد متعالی این که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه
---------------------------------------------------------------
به آسمون نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دریا نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دشت های سبز نگاه میکنم تو رو میبینم و حتی وقتی به قلبم نگاه میکنم تو رو میبینم ... بابا بیا برو اونطرف بگذار یه چیز بهتر ببینیم
---------------------------------------------------------------
این هم یه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :
آخر یه روز تیک میگیری ، لباسهای شیک میگیری ، بابات را میکنی کچل ، تا بینی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ میزنی ، عینک رنگ رنگ میزنی ، این دل و اون دل میزنی ، هی به موهات ژل میزنی ، جنس لباسات تریکو ، موزیک فقط از انریکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، میشینی پشت موتوری ، تو خیالت خیلی تکی ، فکر میکنی با نمکی ، خوشی با این تیپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟
-----------------------------------------------------------------
از یه نفر میپرسن اولین کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود میگه حاج زنبور عسل
-------------------------------------------------------------------
آقا ماشا ا... میره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر میشه
-------------------------------------------------------------------
آقا ماشاا... را میبرن بهشت ، زیر پای مادران له میشه ( آخه بهشت زیر پای مادران است )
--------------------------------------------------------------------
یه دفعه بامشاد داشته با پیچ گوشتی به ناف شکمش ور میرفته یکهو پیچ شکمش باز میشه باسنش می افته
----------------------------------------------------------------------
به آقای پشندی میگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. میگه شکرالله ، حمدلله ، سیندرلاه
----------------------------------------------------------------------
یه دفعه یه آفتاب پرست میره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " میکنه
----------------------------------------------------------------------
!!!! یه دفعه پلیس ( بامشاد ) را میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ..... بامشاد میگه باید با اینها جمله بسازم
----------------------------------------------------------------------
یک روز تو ی جهنم شلوغ بوده و همه می زدند و می رقصیدند
یکی می پرسه چی شده ..... می گویند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده
----------------------------------------------------------------------
دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دلیل ضعف جسمانی
پسره با خوشحالی گفت : آخ جون فوری میرم زن میگیرم
دکتره نوشت : و همچنین ضعف عقلانی
-----------------------------------------------------------
یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش با من ، دومی میگه نهارش هم با من ، سومی هم میگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم
-----------------------------------------------------------------------
یه روز میبینن عزرائیل ماکسیما خریده ، میگن عزرائیل وضعت خوب شده ، میگه حقوق اضافه کاری های زلزله بم را جمع کردم
-----------------------------------------------------------------------
مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به کبریت دست نزنی ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندک دارم
-----------------------------------------------------------------------
از خشایار پرسیدند : گاو بهتره یا گوسفند
خشایاره میگه : گاو بهتره
می پرسند چرا
میگه : گاو وقتی میخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه میکنه بعد سمت چپ رو ، بعد میره ، ولی گوسفند عین گاو سرشو میندازه پایین رد میشه
-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالی بند یه زن حامله رادر اتوبوس میبینه و به او میگه : خانم این چیه
خانومه میگه : معلومه بچه ام است دیگه
بهروزه میگه : دوستش داری
خانومه : آره خوب، خیلی
میگه : پس چرا قورتش دادی
-----------------------------------------------------------
یه بچه ایی تازه بدنیا اومده بوده ، شیر مامانشو نمی خورده ، هر زن دیگه ای هم آوردن ، فایده نداشته بچه شیر اونا رو هم نمی خورده تا اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم
-----------------------------------------------------------------------
خشایار قله اورست رو فتح میکنه ، خبرنگارها جمع میشن و ازش می پرسند : آقا رمز موفقیت شما چی بود
خشایاره میگه : والله آقا من این چیزها حالیم نیست ، اگه بازم بهم بار بخوره میارم این بالا
-----------------------------------------------------------------------
آقا غلام تو اتوبوس کنار یه خانم چاقی نشسته بود یه نیگاه به خانومه کرد و گفت : راستی خانم اسم شما چیه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشین دیگه چی چی میشید
----------------------------------------------------------------------
یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست
------------------------------------------------------------------------
فالگیر: فردا شوهرتون میمیره!
زن: اینو که خودم میدونم. بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!
------------------------------
کلمات کلیدی: leve
رفتی و من
تنهای تنها در این شب های غربت
فقط می گریم.
سال هاست که از پشت پنجره ای کهنه
به مسیر آمدنت می نگرم
سال هاست که دیگر اشکی از چشمانم نمی آید
گویی آنها به دریاچه ای خشک تبدیل شده اند.
فاصله بین من و تو را
تنها نفس ها آفریدند
دست هایی که به امید دیدار فردا
از هم دور شدند
این راز تمام کوچه های خلوتی است
که انتهای بن بست خود را
با قدم های عاشقان
پرواز می کنند...
پس از تو من
مسافر دوره گردی شده ام
مانند پری در باد
که اندوه قاصدک ها را به دوش می کشم
وقتی بر شانه های باد بوسه می زنند
دوره گردی مانده در راه فردا
که سهم خوشبختی اش را
با انتظار آمدنت
شهر به شهر
کوچه به کوچه
می گرید...
و تو خیال می کنی هنوز باران می بارد...